فاطمه خانم
یکی بود یکی نبود در روزگاران قدیم در شهری کوچک دختری با پدر ومادرش زندگی میکرد که بسیار زیبا ومهربان بود.او فاطمه نام داشت. آنها… ادامه »فاطمه خانم
یکی بود یکی نبود در روزگاران قدیم در شهری کوچک دختری با پدر ومادرش زندگی میکرد که بسیار زیبا ومهربان بود.او فاطمه نام داشت. آنها… ادامه »فاطمه خانم
در روزگاران قدیم دو تا موش که با هم زن و شوهر بودند دختر زیبایی داشتند که موقع ازدواجش رسیده بود. این دختر خواستگارهای زیادی… ادامه »عروسی خانم موشه
یکی بود یکی نبود در شهری زن و مردی زندگی میکردند که دختر زیبایی به نام مرجان داشتند. مرجان هر روز از چاه آب می… ادامه »عروسک سنگ صبور
یکی بود یکی نبود. دو عاقل در راهی می رفتند یکی از آنها قدری جلوتر بود ولی آهسته میرفت و دیگری که از پشت می… ادامه »عاقلانه
یکی بود یکی نبود . در یکی از روزها صیادی زندگی میکرد که کارش صید پرندگان بود او پرنده های بیچاره را فقط برای لذت… ادامه »شکارچی و کبوتر
یکی بود یکی نبود در جنگلی سرسبز،حیوانات زیادی در کنار هم با خوبی وخوشی زندگی می کردند. در میان آنها روباهی زندگی میکرد که عادت… ادامه »روباه و لک لک
یکی بود یکی نبود در روزگاران قدیم پسری بود که در تنبلی مشهور بود او با مادرش زندگی می کرد ومادرش از صبح تا شب… ادامه »دیو نادان
یکی از کارهای شیخ احمد گرفتن قرض از ثروتمندان ودادن آن به فقرا بود ویا خرج کردن در امور خیر بود. و هر زمان خدا… ادامه »حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه
نام بازی: گُل گُل نام محلی: گول گول اهداف کلی: تحریک حس کنجکاوی و پرورش دقت و هوشیاری اهداف جزیی: پیروی از سرگروه و… ادامه »گل گل
نام بازی: قایم موشک نام محلی: گیزلَن پاچ اهداف کلی: پرورش اعتماد به نفس در نزد کودکان به هنگام تنهایی، زایل کردن ترس تاریکی و… ادامه »بازی قایم موشک