پرش به محتوا

صدای مرغ مينا

امروز عموي قصه گو تون اومده سراغتون مي خواد باز هم قصه بگه يک قصهِ شيرين بگه ؛ دوستاتونو صدا کنيد به قصه مون گوش بکنيد .امروز مي خوام يک قصه ي زيبا بگم راجع به مرغ مينا بگم . خوب به عمو گوش بکنيد قصه مو نو دنبال کنيد .

بچه هاي گلم مرغ مينا از پرندگاني است که مي تواند هر صدايي را تقليد کند ؛ حتي صداي انسان را . او مي تواند مانند طوطي حرف بزند . باور نمي کنيد ؟ به قصه مون گوش بکنيد …

مرغ ميناي قصه ي ما تشنه بود

بنابراين کنار برکه مي رفت تا آب بخورد .

ناگهان از دور ، چشمش به روباه افتاد .   روباه گلولة خاري را به طرفِ برکه مي آورد .

مُرغِ مينا کنجکاو شد . با خود گفت : « حتماً کلکي در کارِ روباه است . » آن وقت ، پشتِ درختي پنهان شد . روباه گلوله خار را آورد و آورد و داخل آب انداخت. يکدفعه گلوله خار از هم باز شد و شروع کرد به دست و پا زدن . مرغِ مينا که اين صحنه را ديد نزديک بود از تعجُّب فرياد بزند .

درسته اين خارپشت ( جوجه تيغي ) بود که خودش را به شکل گلوله در آورده بود تا روباه او را نخورد . مرغ مينا به روباه نگاه مي کرد . روباه در حالي که مي خنديد ، به خار پشت گفت : « تو نمي تواني سر من کلاه بگذاري . من خيلي خوب مي دونم با جانوراني مثل تو چه کار کنم . »

بعد داخل آب شد . خارپشت التماس مي کرد : « من را نخور . خواهش مي کنم من را نخور ! » اما روباه گوشش به اين حرف ها بدهکار نبود ؛ روباه خنديد و به طرف خار پشت رفت . خارپشت ، از ترس ، چشمهايش را بست .

مرغ مينا با خودش گفت : « بايد يک کاري بکنم بايد به خارپشت کمک کنم . » آن وقت با صداي بلند « واق واق » کرد . روباه تا صداي سگ را شنيد دستپاچه شد و رنگ از رويش پريد . زود از آب بيرون آمد و پا به فرار گذاشت .

خارپشت چشم هايش را باز کرد . کمي که اين طرف و آن طرف را نگاه کرد ، مرغ مينا را ديد .

گفت : « تو روباه را فراري دادي ؟ »

مرغ مينا گفت : « کار مهمي نکردم »

خارپشت گفت : « چرا خيلي کار مهمي کردي . اگر تو نبودي ، من الان توي شکمِ روباه بودم . »

مرغ مينا گفت : « اين ، کارِ من نبود ، کارِ خدا بود . »

  • هدف : آموزش دادن کودکان به اين نکته که بايد تا هر آنجا که مي توانيم  به يکديگر کمک کنيم و در شرايط سخت يار هم باشيم .
  • نتيجه :چو عضوي به درد آورد رو زگار    دگر عضوها را نماند قرار
  • محاسن : آموزش نکاتي در مورد حيوانات در ظاهر قصه و آموزش نکات اخلاقي و شجاع و نترس بودن  مثل مرغ مينا  به صورت غير مستقيم
  • پيشنهاد : اين که ما بياييم از قصه ها براي آموختن مطالب علمي و همچنين فرهنگي سود ببريم ؛ چيزي که در تمام دنيا رواج دارد ولي متاسفانه در کشور ما جا نيفتاده است .
« مهدی مشرقی »

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *