پرش به محتوا

می 2009

نیکی وبدی

درروزی از روزها در شهری تاجری زندگی میکردکه مال و منال فراوانی داشت ولی هر قدر که ثروت او بیشتر میشد خسیسی و بد جنسی… ادامه »نیکی وبدی

نگهبان چشمه

یکی بود یکی نبود در سرزمین پهناور ما  روستای سرسبزی بود که در قشنگی و برکت مثل ومانندی به خود ندیده بود   وهمه زیبائیش را… ادامه »نگهبان چشمه

گاو و گدا

روزی و روزگاری در زمان داوود نبی مردی زحمتکش زندگی میکرد که بسیار فقیر بود و دخلش کفاف خرجش را نمی داد شب و روز… ادامه »گاو و گدا

فکر انسان

یکی بود یکی نبود در جنگلی شیری زندگی می کرد که از سایر حیوانات درمورد انسان چیزها شنیده بود و اینکه انسان موجودی بیرحم و… ادامه »فکر انسان