پرش به محتوا

admin

شب ترسناک

روز دادن نتایج مدرسه فرا رسیده بود ؛  به همین خاطر علی با مادرش به مدرسه رفته بودند وقتی آقا معلم برگه کارنامه را به… ادامه »شب ترسناک

گوزن شاخ طلایی

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیرازخداهیچکس نبود دریک جنگل سرسبزی که پربودازحیوانات جورواجور. یک گوزن کوچولویی زندگی می کرد. این گوزن کوچولو دو… ادامه »گوزن شاخ طلایی